عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
369
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
گردانيد در اين منازل و راهها كه آمدى هيچ در خاطر و وهم تو نبود كه خواهى آمدن و از كدام راه آمدى و چون آمدى و ترا آوردند و معين مىبينى كه آمدى همچنين ترا به صد عالم ديگر گوناگون خواهند بردن ، منكر مشو و اگر از آن اخبار كنند قبول كن " « 1 » . به دنبال اين نظر كه مولانا دربارهء كرامت ابراز داشت ، جا دارد كه دو بيت زير را بخوانيم : " ديدم رح خوب گلشنى را * آن چشم و چراغ روشنى را آن قبله و سجدهگاه جان را * آن عشرت و جاى ايمنى را " « 2 »
--> ( 1 ) فيه ما فيه ، ص 118 . ( 2 ) كليات شمس ، ج 1 ، ص 79 معناى اشارتى كه از دو بيت غزل فوق به ظهور دو تن از مشايخ تعبير شده ، بىگمان از طرف روشنيه و گلشنيه طرح شده است . احتمالا اولين كسى كه اين مطلب را عنوان كرده ، ابراهيم گلشنى باشد بين صوفيان اين نوع اعتقادات مجعول فراوان است . درحالىكه هركسى مىتواند به نام خود آيهاى از قرآن يا بيتى از مثنوى يا ديوان كبير بيابد چنان كه مولانا در غزلى به مطلع : " ديدم شه خوب خوشلقا را * آن چشم و چراغ سينهها را به ستايش شمس پرداخته است . و يا در غزلى ديگر به همان وزن و رديف باز به ستايش مراد خويش پرداخته و گفته است : " از دور بديده شمس دين را * فخر تبريز و رشك چين را آن چشم و چراغ آسمان را * آن زندهكنندهء زمين را " چنين به دهن متبادر مىشود كه دده عمر و شيخ ابراهيم براى آنكه بتوانند اين غزل را دليل بشارت ظهور خود قلمداد كنند ، " روشنى " و " گلشنى " تخلص كردهاند . اگر آن دسته از شاعران كه براى اظهار كرامت خود ، هر سال ماده تاريخى براى وفات خود مىسرودند ، پيش نظر قرار گيرد ، احتمال فوق پر بىپايه به نظر نخواهد آمد .